Avatar
621w
amir (Hi No. 3919781)
# شبی در کنج میخانه,گرفتم تیغ در دستم..
بگفتم:
خالقا,يارب تو فکر کردی که من مستم؟
کجائی تو؟ چه هستی تو؟ چه میخواهی تو از قلبم؟
تو از مستی چه میدانی؟ تو از عمرم چه میجوئی؟
تو فرعون را خدا کردی..
تو شیرین را ز فرهادش جدا کردی..
سپردى تیغ بر ظالم,به مظلومان جفا کردی..
به آن شیطان خونخوارت,تو ظلم را عطا کردی..
مرا از عشق ديرينم,سوا کردى..
سپس گويی: نشو کافر..؟
تو فکر کردی که من مستم....؟؟
خدایا گر عزیزت را کسی دیگر به مستی در بغل گیرد
تو آیا همچنان از صبر ایوبت در آن قرآن جاویدت سخن آری؟
تو بی پرده کفر خواهی گفت.. نخواهی گفت؟؟
خداوندا غرورم را هوس داران شکستندو جوانی ام گرفتندو هنوزم پای میکوبندو می رقصند..
عجب دنیای بی رحمی عطا کردی
خدا بی پرده میگویم.. خطا کردى
خطایت را نمیبخشم....
تو دستم را رها کردى..................
Tweet
1 like
Like
Like
6 Comments
amir :مرسی سامی617w
Sami . :بسیار زیبا


617w
Mehrnaz : amir 618w
amir :مرسی گلم618w
Mehrnaz :618w
Mehrnaz :Kheyli ghashang bud matlabet big like618w
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms