Avatar
601w
Zibatarin Roya (Hi No. 1672124)
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
54 Comments
Sami . :598w
Peyman :سلام 599w
@mid :599w
Iraj :باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....600w
Zibatarin Roya : Farshid600w
Farshid :600w
Zibatarin Roya : Iraj600w
Iraj : Zibatarin Royaبی رحم600w
Zibatarin Roya : Irajمن واسه چي ؟600w
Iraj : Zibatarin Royaشما اشکمو در آوردی 600w
Zibatarin Roya : Irajچرا گريه ميكنين؟600w
Iraj : Zibatarin Roya600w
Zibatarin Roya : Iraj600w
Zibatarin Roya : Arman600w
Iraj :600w
Arman :600w
Iraj : Zibatarin Roya سلام. مرسي600w
Zibatarin Roya : Irajسلام. ممنونم از حضورتون. و ممنونم از متن زيباتون600w
Iraj :دیدی که دردلش اثری از وفا نبود؟؟ دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود؟ یا با منش نبود وفا، یا که از روز ازل، او را به هیچ روی، نصیب از وفا نبود!!! لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد -در درس عشق حرفی از این ماجرا نبود!! ما را بس است، اینکه از یادش نمی بریم.... دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود.....، صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی، بامن نگاه او نگاه آشنا نبود....، یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت، دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود، دیدی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست...، ميخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود..!!!!!!!!600w
Zibatarin Roya : Iraj600w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms