Avatar
641w
Zibatarin Roya (Hi No. 1672124)
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
54 Comments
Sami . :639w
Peyman :سلام 640w
@mid :640w
Iraj :باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....640w
Zibatarin Roya : Farshid640w
Farshid :640w
Zibatarin Roya : Iraj641w
Iraj : Zibatarin Royaبی رحم641w
Zibatarin Roya : Irajمن واسه چي ؟641w
Iraj : Zibatarin Royaشما اشکمو در آوردی 641w
Zibatarin Roya : Irajچرا گريه ميكنين؟641w
Iraj : Zibatarin Roya641w
Zibatarin Roya : Iraj641w
Zibatarin Roya : Arman641w
Iraj :641w
Arman :641w
Iraj : Zibatarin Roya سلام. مرسي641w
Zibatarin Roya : Irajسلام. ممنونم از حضورتون. و ممنونم از متن زيباتون641w
Iraj :دیدی که دردلش اثری از وفا نبود؟؟ دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود؟ یا با منش نبود وفا، یا که از روز ازل، او را به هیچ روی، نصیب از وفا نبود!!! لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد -در درس عشق حرفی از این ماجرا نبود!! ما را بس است، اینکه از یادش نمی بریم.... دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود.....، صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی، بامن نگاه او نگاه آشنا نبود....، یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت، دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود، دیدی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست...، ميخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود..!!!!!!!!641w
Zibatarin Roya : Iraj641w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms