Avatar
633w
Zibatarin Roya (Hi No. 1672124)
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
54 Comments
Sami . :630w
Peyman :سلام 631w
@mid :631w
Iraj :باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....632w
Zibatarin Roya : Farshid632w
Farshid :632w
Zibatarin Roya : Iraj632w
Iraj : Zibatarin Royaبی رحم632w
Zibatarin Roya : Irajمن واسه چي ؟632w
Iraj : Zibatarin Royaشما اشکمو در آوردی 632w
Zibatarin Roya : Irajچرا گريه ميكنين؟632w
Iraj : Zibatarin Roya632w
Zibatarin Roya : Iraj632w
Zibatarin Roya : Arman632w
Iraj :632w
Arman :632w
Iraj : Zibatarin Roya سلام. مرسي632w
Zibatarin Roya : Irajسلام. ممنونم از حضورتون. و ممنونم از متن زيباتون632w
Iraj :دیدی که دردلش اثری از وفا نبود؟؟ دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود؟ یا با منش نبود وفا، یا که از روز ازل، او را به هیچ روی، نصیب از وفا نبود!!! لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد -در درس عشق حرفی از این ماجرا نبود!! ما را بس است، اینکه از یادش نمی بریم.... دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود.....، صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی، بامن نگاه او نگاه آشنا نبود....، یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت، دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود، دیدی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست...، ميخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود..!!!!!!!!632w
Zibatarin Roya : Iraj632w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms