Avatar
639w
Zibatarin Roya (Hi No. 1672124)
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
54 Comments
Sami . :636w
Peyman :سلام 637w
@mid :637w
Iraj :باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....637w
Zibatarin Roya : Farshid638w
Farshid :638w
Zibatarin Roya : Iraj638w
Iraj : Zibatarin Royaبی رحم638w
Zibatarin Roya : Irajمن واسه چي ؟638w
Iraj : Zibatarin Royaشما اشکمو در آوردی 638w
Zibatarin Roya : Irajچرا گريه ميكنين؟638w
Iraj : Zibatarin Roya638w
Zibatarin Roya : Iraj638w
Zibatarin Roya : Arman638w
Iraj :638w
Arman :638w
Iraj : Zibatarin Roya سلام. مرسي638w
Zibatarin Roya : Irajسلام. ممنونم از حضورتون. و ممنونم از متن زيباتون638w
Iraj :دیدی که دردلش اثری از وفا نبود؟؟ دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود؟ یا با منش نبود وفا، یا که از روز ازل، او را به هیچ روی، نصیب از وفا نبود!!! لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد -در درس عشق حرفی از این ماجرا نبود!! ما را بس است، اینکه از یادش نمی بریم.... دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود.....، صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی، بامن نگاه او نگاه آشنا نبود....، یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت، دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود، دیدی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست...، ميخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود..!!!!!!!!638w
Zibatarin Roya : Iraj638w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms