Avatar
612w
Zibatarin Roya (Hi No. 1672124)
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
54 Comments
Sami . :610w
Peyman :سلام 611w
@mid :611w
Iraj :باید امشب بروم من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....611w
Zibatarin Roya : Farshid611w
Farshid :611w
Zibatarin Roya : Iraj612w
Iraj : Zibatarin Royaبی رحم612w
Zibatarin Roya : Irajمن واسه چي ؟612w
Iraj : Zibatarin Royaشما اشکمو در آوردی 612w
Zibatarin Roya : Irajچرا گريه ميكنين؟612w
Iraj : Zibatarin Roya612w
Zibatarin Roya : Iraj612w
Zibatarin Roya : Arman612w
Iraj :612w
Arman :612w
Iraj : Zibatarin Roya سلام. مرسي612w
Zibatarin Roya : Irajسلام. ممنونم از حضورتون. و ممنونم از متن زيباتون612w
Iraj :دیدی که دردلش اثری از وفا نبود؟؟ دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود؟ یا با منش نبود وفا، یا که از روز ازل، او را به هیچ روی، نصیب از وفا نبود!!! لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد -در درس عشق حرفی از این ماجرا نبود!! ما را بس است، اینکه از یادش نمی بریم.... دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود.....، صد نکته گفتمش بزبان نگه ولی، بامن نگاه او نگاه آشنا نبود....، یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت، دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود، دیدی رفت و گفت در سر تو مهر دیگریست...، ميخواست پا کشد زمن اینش بهانه بود..!!!!!!!!612w
Zibatarin Roya : Iraj612w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms