Avatar
617w
amirhosein (Hi No. 2920181)
گفته مي شود:
شبي مار بزرگي وارد دكان نجاري مي شود براي پيدا كردن غذا. و عادت نجار اين بود كه موقع رفتن بعضي از وسايل كارش را روي ميز بگذارد. ان شب هم اره كارش روي ميز بود؛ همينطور كه مار گشتي مي زد بدنش به اره گير مي كند و كمي زخم مي شود. مار خيلي ناراحت مي شود و برای دفاع از خود اره را گاز مي گيرد كه سبب خون ريزي دور دهانش مي شود؛ او نميفهمد كه چه اتفاقي افتاده و از اينكه اره دارد به او حمله مي كند و مرگش حتمي است تصميم مي گیرد براي آخرين بار از خود دفاع كرده و هر چه شديدتر
حمله كند؛ دور اره بدنش را پيچاند و هي فشار داد نجار صبح كه آمد روي ميز بجای اره لاشهء ماري بزرگ و زخم آلود ديد؛
كه فقط و فقط بخاطر بيفكري و خشم زياد مرده است.
احيانا در لحظه خشم می خواهیم ديگران را برنجانيم بعد متوجه مي شويم جز خودمان كس ديگري را نرنجانده ايم و موقعي اين را درك می کنیم كه خيلي دير شده...
زندگي بيشترا حتياج دارد كه گذشت و چشم پوشي كنيم؛ از اتفاقها؛ ازآدمها؛ از رفتارها؛گفتارها؛
خودمان را ياد دهيم به گذشت و چشم پوشي عاقلانه و بجا. چون هر كاري ارزش اين را ندارد كه روبرويش بايستي واعتراض كني ...
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
13 Comments
mahya. :615w
amirhosein : رصا616w
رصا :616w
amirhosein : mani617w
amirhosein : Alireza617w
mani :617w
Alireza :617w
amirhosein : Mehdi617w
Mehdi :617w
amirhosein : Omid617w
amirhosein : -617w
Ali :617w
Omid :617w
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms