Avatar
634w
O.M.I.Đ. (Hi No. 2248825)
سه تا لاکپشت شیرازی تصمیم میگیرن برن یه جنگلی تو شمال چیپس بخورن راه میوفتن بعد از هفت سال میرسن شمال در پاکت باز میکنن می بینن ماست یادشون رفته، به دوستشون میگن تو برگرد بیار!
اونم میگه :خودتون برید!خلاصه سه سال بحث میکنن تا راضی میشه میگه: من برم خداوکیلی نمیخورین؟
دوستاش میگن: نه ناموسا!
بعد لاکپشتِ سوم راه میفته و میره.
هفت سال میگذره نمیاد،چهارده سال میگذره نمیاد، بیست یک سال میگذره نمیاد آخر لاکپشت اولی به دومی میگه:
بیا بخوریم بابا این نیومد.
یهو لاکپشت سومیه از پشت درخت میاد بیرون میاد میگه:
دیدین گفتم کصافطا؟ دیدین گفتم اگه من برم میخورین؟من نمیرم...
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
55 Comments
#ghazaal sh :606w
O.M.I.Đ. : .قابل نداشت629w
. :خدایش جالب بود مرسی629w
O.M.I.Đ. : ♡........♥هر وقت خوب شدی بیا631w
♡........♥ :چه جورى مى تونم کپى ش کنم؟631w
O.M.I.Đ. : Ddمرسی631w
Dd :جالب بود!631w
O.M.I.Đ. : ♡♥baran♡♥631w
♡♥baran♡♥ :سه تا لر ميرسن ايستگاه قطاراما قطار حركت كرده بوده دنبالش ميدوند دوتاشون سوار ميشن سومي نميتونه سوار بشه ولي از خنده غش ميكنه ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اوناكه سوار شدن اومده بودن بدرقه من !!! )632w
Ali khateri :632w
O.M.I.Đ. : D@r¥@خ632w
D@r¥@ :632w
Azin :وااااااااااای چه اسکلین ایناااااااااا 633w
Turan :633w
A♡E :633w
O.M.I.Đ. : satarدمت گرم داش حمید،یدونه ای633w
O.M.I.Đ. : Melika Maghsudloo...633w
O.M.I.Đ. : -633w
satar :633w
satar :دادا امید اینم یه لایک دیگه633w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms