Avatar
623w
O.M.I.Đ. (Hi No. 2248825)
سه تا لاکپشت شیرازی تصمیم میگیرن برن یه جنگلی تو شمال چیپس بخورن راه میوفتن بعد از هفت سال میرسن شمال در پاکت باز میکنن می بینن ماست یادشون رفته، به دوستشون میگن تو برگرد بیار!
اونم میگه :خودتون برید!خلاصه سه سال بحث میکنن تا راضی میشه میگه: من برم خداوکیلی نمیخورین؟
دوستاش میگن: نه ناموسا!
بعد لاکپشتِ سوم راه میفته و میره.
هفت سال میگذره نمیاد،چهارده سال میگذره نمیاد، بیست یک سال میگذره نمیاد آخر لاکپشت اولی به دومی میگه:
بیا بخوریم بابا این نیومد.
یهو لاکپشت سومیه از پشت درخت میاد بیرون میاد میگه:
دیدین گفتم کصافطا؟ دیدین گفتم اگه من برم میخورین؟من نمیرم...
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
55 Comments
#ghazaal sh :595w
O.M.I.Đ. : .قابل نداشت617w
. :خدایش جالب بود مرسی617w
O.M.I.Đ. : ♡........♥هر وقت خوب شدی بیا619w
♡........♥ :چه جورى مى تونم کپى ش کنم؟619w
O.M.I.Đ. : Ddمرسی619w
Dd :جالب بود!619w
O.M.I.Đ. : ♡♥baran♡♥620w
♡♥baran♡♥ :سه تا لر ميرسن ايستگاه قطاراما قطار حركت كرده بوده دنبالش ميدوند دوتاشون سوار ميشن سومي نميتونه سوار بشه ولي از خنده غش ميكنه ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اوناكه سوار شدن اومده بودن بدرقه من !!! )620w
Ali khateri :620w
O.M.I.Đ. : D@r¥@خ621w
D@r¥@ :621w
Azin :وااااااااااای چه اسکلین ایناااااااااا 621w
Turan :621w
A♡E :621w
O.M.I.Đ. : satarدمت گرم داش حمید،یدونه ای621w
O.M.I.Đ. : Melika Maghsudloo...621w
O.M.I.Đ. : -621w
satar :621w
satar :دادا امید اینم یه لایک دیگه621w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms