Avatar
629w
O.M.I.Đ. (Hi No. 2248825)
سه تا لاکپشت شیرازی تصمیم میگیرن برن یه جنگلی تو شمال چیپس بخورن راه میوفتن بعد از هفت سال میرسن شمال در پاکت باز میکنن می بینن ماست یادشون رفته، به دوستشون میگن تو برگرد بیار!
اونم میگه :خودتون برید!خلاصه سه سال بحث میکنن تا راضی میشه میگه: من برم خداوکیلی نمیخورین؟
دوستاش میگن: نه ناموسا!
بعد لاکپشتِ سوم راه میفته و میره.
هفت سال میگذره نمیاد،چهارده سال میگذره نمیاد، بیست یک سال میگذره نمیاد آخر لاکپشت اولی به دومی میگه:
بیا بخوریم بابا این نیومد.
یهو لاکپشت سومیه از پشت درخت میاد بیرون میاد میگه:
دیدین گفتم کصافطا؟ دیدین گفتم اگه من برم میخورین؟من نمیرم...
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
55 Comments
#ghazaal sh :600w
O.M.I.Đ. : .قابل نداشت623w
. :خدایش جالب بود مرسی623w
O.M.I.Đ. : ♡........♥هر وقت خوب شدی بیا625w
♡........♥ :چه جورى مى تونم کپى ش کنم؟625w
O.M.I.Đ. : Ddمرسی625w
Dd :جالب بود!625w
O.M.I.Đ. : ♡♥baran♡♥625w
♡♥baran♡♥ :سه تا لر ميرسن ايستگاه قطاراما قطار حركت كرده بوده دنبالش ميدوند دوتاشون سوار ميشن سومي نميتونه سوار بشه ولي از خنده غش ميكنه ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اوناكه سوار شدن اومده بودن بدرقه من !!! )626w
Ali khateri :626w
O.M.I.Đ. : D@r¥@خ626w
D@r¥@ :626w
Azin :وااااااااااای چه اسکلین ایناااااااااا 627w
Turan :627w
A♡E :627w
O.M.I.Đ. : satarدمت گرم داش حمید،یدونه ای627w
O.M.I.Đ. : Melika Maghsudloo...627w
O.M.I.Đ. : -627w
satar :627w
satar :دادا امید اینم یه لایک دیگه627w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms