Avatar
617w
O.M.I.Đ. (Hi No. 2248825)
سه تا لاکپشت شیرازی تصمیم میگیرن برن یه جنگلی تو شمال چیپس بخورن راه میوفتن بعد از هفت سال میرسن شمال در پاکت باز میکنن می بینن ماست یادشون رفته، به دوستشون میگن تو برگرد بیار!
اونم میگه :خودتون برید!خلاصه سه سال بحث میکنن تا راضی میشه میگه: من برم خداوکیلی نمیخورین؟
دوستاش میگن: نه ناموسا!
بعد لاکپشتِ سوم راه میفته و میره.
هفت سال میگذره نمیاد،چهارده سال میگذره نمیاد، بیست یک سال میگذره نمیاد آخر لاکپشت اولی به دومی میگه:
بیا بخوریم بابا این نیومد.
یهو لاکپشت سومیه از پشت درخت میاد بیرون میاد میگه:
دیدین گفتم کصافطا؟ دیدین گفتم اگه من برم میخورین؟من نمیرم...
Tweet
1 like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
Like
55 Comments
#ghazaal sh :589w
O.M.I.Đ. : .قابل نداشت612w
. :خدایش جالب بود مرسی612w
O.M.I.Đ. : ♡........♥هر وقت خوب شدی بیا613w
♡........♥ :چه جورى مى تونم کپى ش کنم؟613w
O.M.I.Đ. : Ddمرسی613w
Dd :جالب بود!613w
O.M.I.Đ. : ♡♥baran♡♥614w
♡♥baran♡♥ :سه تا لر ميرسن ايستگاه قطاراما قطار حركت كرده بوده دنبالش ميدوند دوتاشون سوار ميشن سومي نميتونه سوار بشه ولي از خنده غش ميكنه ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اوناكه سوار شدن اومده بودن بدرقه من !!! )614w
Ali khateri :614w
O.M.I.Đ. : D@r¥@خ615w
D@r¥@ :615w
Azin :وااااااااااای چه اسکلین ایناااااااااا 615w
Turan :615w
A♡E :616w
O.M.I.Đ. : satarدمت گرم داش حمید،یدونه ای616w
O.M.I.Đ. : Melika Maghsudloo...616w
O.M.I.Đ. : -616w
satar :616w
satar :دادا امید اینم یه لایک دیگه616w
See More
Copyright © 2014-2026 Hi Technology, Inc. All rights reserved.Hi for iPhoneHi for AndroidPrivacyTerms